هاوار زاگرس|با گذشت ۵۱ روز از آغاز جنگ علیه ایران و ۱۱ روز از آتشبس موقت، فضای سیاسی و نظامی منطقه همچنان مبهم و حساس است. مذاکرات ایران و آمریکا بدون دستیابی به نتیجه و به دلیل زیادهخواهی طرف مقابل پایان یافت.
اکنون که روزهای پایانی آتشبس نزدیک میشود، گزارشهایی از شدت گرفتن گفتوگوهای غیرمستقیم منتشر شده است. رسانههای غربی از آغاز قریبالوقوع دور جدیدی از مذاکرات سخن میگویند، اما مقامات ایرانی این اخبار را جنگ روانی رسانهای قلمداد کرده و رد میکنند. در نتیجه، فضای منطقه میان «تلاش برای مذاکره» و «آمادگی برای درگیری مجدد» در نوسان است.
همزمان، تحرکات اخیر آمریکا در خلیج فارس نشانههایی از آمادگی نظامی گستردهتر را آشکار میسازد. گزارشها حاکی از جابجایی ناوهای جنگی، برپایی پل هوایی برای انتقال تجهیزات با هواپیماهای C۵ و C۱۷، تمرینهای نظامی برای تصرف جزیره یا کنترل سواحل در بحرین، و افزایش پرواز پهپادهای شناسایی است.
این فعالیتهای فشرده و غیرمعمول، از نگاه برخی ناظران، میتواند بهعنوان ابزار فشار سیاسی یا مقدمه اقدام نظامی مورد استفاده قرار گیرد.
ایران دو سناریوی احتمالی را همزمان باید مدنظر داشته باشد: نخست، استفاده آمریکا از این تحرکات بهعنوان ابزار فشار روانی و رسانهای برای امتیازگیری در مذاکرات؛ دوم، بهرهگیری از فضای مذاکره بهعنوان پوششی برای آمادهسازی اقدام نظامی غافلگیرکننده. مقامات ایرانی با تکیه بر تجربه سالهای گذشته تأکید دارند که سیاست فشار و تهدید نظامی تأثیری بر مواضع اصولی جمهوری اسلامی نمیگذارد.
با مرور تجربههای گذشته، احتمال استفاده مجدد آمریکا از فرآیند مذاکره بهعنوان پوشش عملیات نظامی مطرح است. تحلیلگران یادآوری میکنند که طی یک سال گذشته، دو بار همزمان با طرح مباحث مثبت رسانهای، اقدامات نظامی علیه ایران صورت گرفته است.
از این رو، نگاه ایران به شرایط کنونی همراه با بدگمانی راهبردی است و آمادگی برای سناریوی درگیری نظامی در اولویت ارزیابی قرار گرفته است. طی دو هفته اخیر، طبق گفته مقامات نظامی بازسازیها و تمهیدات نظامی در سطوح بالا انجام شده تا در صورت بروز اقدام خصمانه، پاسخ اولیه و سنگینی داده شود. اگر ناامنی گسترش یابد، ایران قصد دارد «ساعات آغازین درگیری» را به نقاط عطف جنگ تبدیل کند.
تحلیل مواضع اخیر ایران نشان میدهد که در صورت از سرگیری جنگ و هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی، سیاست خویشتنداری در قبال برخی مناطق کلیدی منطقه ممکن است کنار گذاشته شود.
این چرخش میتواند نشانگر تغییر در سطح واکنش و بازتعریف مرزهای پاسخ متقابل باشد. ابتکار عمل در صورت از سرگیری درگیریها محدود به پاسخ تدافعی نخواهد بود و ابعاد منطقهای نیز در محاسبات جدید لحاظ شده است.
در جمعبندی نهایی، وضعیت فعلی میان ایران و آمریکا بار دیگر دو مسیر متفاوت را در خود جای داده است: تلاشهای رسانهای و دیپلماتیک برای احیای مذاکرات، و افزایش نشانههای میدانی از احتمال تقابل نظامی. ایران همزمان بر آمادگی نظامی و استقلال سیاسی تأکید دارد و باور دارد که فشار و عملیات روانی، تغییری در مواضع اصولی کشور ایجاد نخواهد کرد.
آینده تحولات به میزان تصمیمگیری و رویکرد طرف مقابل بستگی دارد؛ رویکردی که اگر همچنان بر تهدید و زیادهخواهی استوار باشد، احتمال درگیری مجدد را افزایش خواهد داد. در غیر این صورت، امکان بازگشت به گفتوگو و ثبات نیز بعید نخواهد بود.













